رودخانه‌هاى روان موسیقى در جهان دیجیتال

این نوشته را تقدیم مى‌کنم به اسد على‌محمدى، که در ٢ روزى که بسیار سریع گذشت و بسیار کوتاه به نظر رسید، با او در باره‌ى دنیاى دیجیتال امروز و کلیاتى از موسیقى صحبت کردیم و من از او در این دو زمینه، چیزهایی را که نمى‌دانستم آموختم.

براى یک هنرمند، نشان دادن هنرش در جامعه، اهمیت بسیار دارد. اگر هنر او هنر است، مخاطب همدل و همزبان به طرف او جذب مى‌شود. این جذب ممکن نیست مگر آن‌که هنر او ابتدا در جامعه مطرح شود. هنر موسیقى نیز از این کلیت مستثنا نیست و هنرمند موسیقى‌دان براى عرضه‌ى هنرش در جامعه باید تلاش کند و مخاطبان خود را بیابد.

در گذشته‌اى نه چندان دور، هنر هنرمندى که تازه، کار خودش را آغاز کرده بود، تنها در جمع خانواده و دوستان‌اش عرضه مى‌شد. در این دایره‌ى بسته، چون مخاطب با هنرمند آشنایى داشت و او را می شناخت، کارش اغلب با تایید و تمجید همراه مى‌شد. این تایید و تمجید ارزشى نداشت. مخاطب در این محدوده‌ى بسته با هنر هنرمند آشنایى نداشت و نقد کار او در چنین حالتى امکان‌پذیر نبود.

بعد اگر بخت با هنرمند همراه بود، و در سطوح بالاترى کار او مطرح مى‌شد، مخاطب دیگر مخاطب آشنا نبود و در میان مخاطبان عام‌تر، صاحبان تراز سنجش هنر و نیز منتقدان حضور داشتند و چون مخاطب و هنرمند یک‌دیگر را نمى‌شناختند، فقط و فقط هنر هنرمند بود که مورد ارزیابى قرار مى‌گرفت و نه چیز دیگر.

امروز اما در جهان دیجیتال امکان طرح هنر به شیوه‌هاى مختلف و در ابعاد واقعا عظیم و باور نکردنى وجود دارد. چه من که به زحمت به یک سیم سه‌تار مى‌توانم ضربه بزنم و دانش‌ام در حد دو، ر، مى، فا ست، چه اسد که وقتى سه‌تار را در دست مى‌گیرد، گویى آن ساز خوش‌نوا بخشى از جسم جان او مى‌گردد، مى‌توانیم هنر خود را فرضا در «ساند کلاد» عرضه کنیم و یا اگر تصویرى از هنر ما برداشته شده، آن‌را بر روى یوتیوب قرار دهیم. به عبارتى در کسرى از ثانیه، ما مى‌توانیم بى هیچ هزینه و زحمتى، هنر خود را در برابر میلیون‌ها انسان، با صدها فرهنگ و صدها زبان و صدها ملیت عرضه کنیم و اگر هنر ما برازنده و شایسته باشد، مخاطبان خود را بیابیم.

image_pdfimage_print

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *