به آفتاب سلامى دوباره…

در نیمکره‌ى شمالى، در این جایى که ما ساکن هستیم، آفتاب زمستان‌ها از بالاى سرمان نمى‌گذرد بلکه در همان راستاى خط افق کمى بالا مى‌آید و بعد پایین مى‌رود. امروز آفتاب پریده رنگ قرار است از ساعت ١٢ تا ١ بعد از ظهر از جلوى پنجره‌ى من عبور کند. در جایى که وفور باشد، حسابگرى در کار نیست بلکه ریخت و پاش هست و قدر ندانستن. در جایى که کمبود باشد، همه چیز را قدر مى‌دانند حتى تابش آفتاب را. در یکى از شهرهاى نمى‌دانم کدام کشور اسکاندیناوى‌ست که آفتاب مطلقا بر آن جا که در دره ساکن است نمى‌تابد. مسوولان، یک آینه‌ى بزرگ بر بالاى کوه نصب کرده‌اند که نور خورشید را بر قسمتى از این شهر کوچک مى‌تاباند و مردم مى‌روند در این قسمت شهر مى‌ایستند تا دقایقى آفتاب منعکس شده را بر جسم و جان خود بتابانند. 

image_pdfimage_print

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *