غم…

به شدت غمگین ام. نه از شخص یا اشخاص. نه به دلیل مشخص. غم، مرا در بر گرفته و توانایی توصیف آن را ندارم. علت آن را هم نمی دانم. حقیقتا نمی دانم. خیلی به مغزم فشار بیاورم مثلا می توانم بگویم از ابتذالی که در جامعه ایرانی، یا درست تر بگویم آن بخشی که از طریق صفحات مجازی می بینم غمگین ام. باز درست تر بگویم غمی آغشته به خشم از سر ناچاری. وقتی نمی توانی چیزی را عوض کنی، وقتی نمی توانی دردی را درمان کنی قاعدتا باید ادامه…

image_pdfimage_print