دقایقی با سخن ۳

گفت و گوی طنز با دکتر عبدالکریم سروش!

دقایقی با سخن ۲

دقایقی با سخن؛ برنامه‌ای از ف. م. سخن؛ قسمت دوم: گفت و گو با شاهزاده رضا پهلوی

دقایقی با سخن

در این برنامه با بیت حضرت آیت‌الله جنتی گفت و گو می‌کنیم. این ویدئو و تمام حقوق آن متعلق به سایت «گویا»ست.

جنگ سخن ۵

گزارشی از بخش فارسی کتابخانه مرکزی شهر هامبورگ

جنگ سخن ۴

قسمت اول گفتگوی من با دکتر رضا شفایی وکیل مبرز ایرانی در آلمان را مشاهده خواهید کرد.

نقد کردن آسان است، تعریف کردن و قدرشناسی کردن دشوار…

نقد کردن آسان است. موارد ضعف را پیدا مى کنى و بر آن‌ها انگشت مى‌گذارى و نویسنده را به قول نمدباف‌ها «مى‌مالانى». اما تعریف کردن و قدرشناسى کردن چطور؟! درست که بنگرى این دومى بسیار سخت‌تر است از اولى! عیب و ایراد کسى را که بگیرى، ایراد به تو نخواهند گرفت که بادمجان دور قاب چینى مى‌کنى یا هواى فلان کس را دارى. اما موقع تعریف این مارک‌ها مى‌تواند به شخص چسبانده شود. نباید ترسید، نه از نقد کردن به قول زنده‌یاد ایرج افشار دلیرانه، و نباید ترسید از تعریف کردن و قدرشناسى از کسی به خاطر نوشته یا شعرى یا هر چیز دیگرى. منتقد مستقل، هم نقدش و هم تشویق‌اش بى غرض و بى مرض است. مستقل نباشى، در تشویق مى‌روى سراغ رفیق‌بازى و در نقد مى‌روى سراغ دشمنى. مستقل باشیم و آزاده و دلیر، و عیب مى مى‌گوییم هنرش را نیز بگوییم. 

روی تصویر کلیک کنید آن را در اندازه اصلی خواهید دید…

سلام! صداى مرا از وبلاگ جدید ف.م.سخن مى‌شنوید!

بعد از سال ها، دوباره وارد محیط سایت و وبلاگ شدم. خیلى خوشحال‌ام و احساس بسیار خوبى دارم. انگار چهارده پانزده سال جوان تر شده‌ام و برگشته ‌‌ام به روزهاى اول وبلاگ نویسى و ارتباط گرفتن با مخاطبان. اما وبلاگ، ارتباط یک طرفه نبود. دو طرفه بود. میان من نویسنده با شماى خواننده و نیز با سایر وبلاگ نویسان بگذارید از اینجا شروع کنم که الان که اینجا در این فضاى زیبا در خدمت شما هستم، به همت دوست عزیز وبلاگى‌ام، اسد علیمحمدی نویسنده وبلاگ «بیلی و من»ست. او از سال ها پیش به من مى گفت که قالب وبلاگ قبلى‌ات یعنى وبلاگ من با نشانی fmsokan.com ابتدایى‌ست و آن را بگذار تغییر دهیم. وضعیت زمانه و وقت اجازه نمى‌داد تا بعد از شناخته شدن من، اسد جان گفت مى‌خواهم برایت یک وبلاگ قشنگ درست کنم و کرد! و صفحه‌اى که مى بینید حاصل کار چند شبانه روز اسد جان است. تازه حالا کار اصلى شروع مى‌شود و آن یاد دادن قسمت‌‎هاى مختلف ورد پرس به من است.یواشکى گوش‌تان را بیاورید نزدیک تا بهتان بگویم که اسد معلم بسیار جدى یى ست و من که خودم اِندِ معلم ها از نظر سختگیرى بوده‌‎ام و هستم، در مقابل اسد و روش آموزشى‌اش کاملا کوتاه آمدم! امروز هم به سختى توانستیم یک آبى بخوریم و یه دو تا سیگارى چاق کنیم! (عزیزم سیگارى نه؛ سیگارى!) 🙂 خلاصه به من و اسد حسابى خوش مى‌گذرد و بذارید درس من که تمام شد یک شب ویسکى خورى مجازى به صورت ویدئویى راه مى اندازیم.فعلا قربون همه‌ى شما برم ببینم این نوشته تو صفحه‌ى من چه جورى دیده میشه! بعد از سال ها، دوباره وارد محیط سایت و وبلاگ شدم. خیلى خوشحال ام و احساس بسیار خوبى دارم. انگار چهارده پانزده سال جوان تر شده ام و برگشته ام به روزهاى اول وبلاگ نویسى و ارتباط گرفتن با مخاطبان.

فعلا قربون همه ى شما.
برم ببینم این نوشته تو صفحه‌ى من چه جورى دیده میشه!

image_pdfimage_print